تبلیغات
baran - 3
در حال بارگذاری...
جستجو در عناوین مطالب
3

روان‌شناسی طی تاریخچهٔ کوتاه خود به گونه‌های متفاوتی تعریف شده است. اولین دسته از روان‌شناسان حوزه کار خود را مطالعه فعالیت ذهنی می‌دانستند. با توسعه رفتارگرایی در آغاز قرن حاضر و تأکید آن بر مطالعه انحصاری پدیده‌های قابل اندازه گیری عینی، روان‌شناسی به عنوان بررسی رفتار تعریف شد.

این تعریف معمولاً هم شامل مطالعه رفتار حیوان‌ها بود و هم رفتار آدمیان، با این فرض‌ها که: ۱-اطلاعات حاصل از آزمایش با حیوان‌ها قابل تعمیم به آدمیان است. ۲-رفتار حیوان‌ها فی نفسه شایان توجه است. از سال ۱۹۳۰ تا ۱۹۶۰ در بسیاری از کتاب‌ها درسی روان‌شناسی همین تعریف ارائه می‌شد. اما با توسعه روان‌شناسی پدیدار‌شناختی و روان‌شناسی‌شناختی بار دیگر به تعریف قبلی رسیده‌ایم و در حال حاضر در تعاریف روان‌شناسی هم به رفتار اشاره می‌شود و هم به فرایند‌های ذهنی. از نظر ما روان‌شناسی را می‌توانیم چنین تعریف کنیم: مطالعه علمی رفتار و فرایند‌های روانی. این تعریف هم توجه روان‌شناسی را به مطالعه عینی رفتار قابل مشاهده نمایان می‌سازد. و هم به فهم و درک فرایند‌های ذهنی که مستقیماً قابل مشاهده نیست و بر اساس داده‌های رفتاری و عصب-زیست‌شناختی قابل استنباط است، عنایت دارد. [۱] روانشناسی یعنی شناختن روان و کاری بسیار سخت است چون هیچ دو آدمی مثل هم نیستند.


نوشته شده توسط: .... raha  روز دوشنبه 28 فروردین 1391 در ساعت 09:21 ب.ظ | نظرات()
مطالب پیشین (آخرین پست های ارسالی)
 :: اختلالات دوران کودکی
 :: @@
 :: افسردگی در کودکان
 :: Successful depression treatment 'rubs off on children
 :: یک نقد کنفسیوسی بر روانشناسی مثبت 3 ( ترجمه )
 :: یک نقد کنفسیوسی بر روانشناسی مثبت 2 ( ترجمه )
 :: یک نقد کنفسیوسی بر روانشناسی مثبت ( ترجمه )
 :: **
 :: نقدی بر جرایم وجودی 2 ( ترجمه )
 :: نقدی بر جرایم وجودی 1( ترجمه )
 :: @
 :: صرع 1
 :: صرع2
 :: سیتالوپرام
 :: پروپرانولول