تبلیغات
baran - نقدی بر جرایم وجودی 2 ( ترجمه )
در حال بارگذاری...
جستجو در عناوین مطالب
نقدی بر جرایم وجودی 2 ( ترجمه )

جنبه دیگری از استعدادها این است که آنها یک دامنه نامحدود از تجارب را پوشش می دهد. یا حداقل تمامی تجربیاتی که انسان در طول عمر خود داشته است. همانگونه که چندین نویسنده اشاره کرده اند، هرگونه تعریف از انسان باید شامل ظرفیت انسان هم برای خوبی ها و هم برای بدی ها باشد. به عبارت دیگر همگی ما توانایی این را داریم که هیتلر باشیم یا گاندی. سلسله مراتبی که ما در وجودیت خود تعریف می کنیم نشانگر غرور انسان است، هنگامی که او سردمدار اخلاقیات می شود و اهداف غیر ممکن را وضع می کند یا اینکه به عقیده Reik، ضد اخلاقی ترین موجود شود. گرچه واژه های اخلاقی و غیراخلاقی باید تعریف شوند. منظور از گناه در این جا عدم اگاهی در خصوص این استعدادهاست. بین متخصصین توافق نظر است که به همان میزان که انسان این استعدادها را درک کند اعتماد به نفس و خودآگاهی او هم بالا می رود. برای یک انسان آگاه، همانگونه که سقراط می گوید: «خودتان را بشناسید» و Maslow می گوید: «خودتان را باور کنید»، گناه نمی تواند فراگیر باشد. یک انسان آگاه خودش را می پذیرد و بصورت آشکار انتخاب های در دسترس را ارزیابی می کند و نتایج آنها را نیز در نظر می گیرد. گرچه برخی از نتایج قابل پیش بینی نیستند زیرا انسان از دنیای دیگران و آینده اطلاعی ندارد. شبیه این است که انسان بخواهد پیشگویی کند. طبیعت پیشگویی کاملاً کارآ نیست جون همیشه اطلاعات در دسترس نخواهد بود. این سؤال پیش می آید که آیا انتخاب کردن تنها باید براساس خوبی یا بدی باشد و اینکه ؟؟؟ انسان بالغ پیامدهای کار خود را می پذیرد و مسئولیت پذیر است.

شکل دوم معناشناسی گناه از دیدگاه May مربوط به همنوعان است. «هر یک از ماها براساس دیدگاه ها و چشمان محدود خودمان همنوعان خود را می شناسیم».  Jamla  William آنرا «پوشیدگی مطلق و چندگانگی» می داند. که تأئیدی بر هسته وجودی انسان است. علی رغم آنچه که هستی گراها برخورد می نامند، تداوم دو موجود نمی تواند کاملاً با هم تداخل داشته باشد. این جدا بودن انسان ها باید پذیرفته شود و نباید به عنوان گناه از آن یاد کرد.

May بیان می کند که این «گناه ریشه در ساختار وجود ما دارد و منبع قوی تحقیر و رفتارهای غیراحساسی با همنوعان است» از این گفته اینگونه بر می آید که بدون این منبع تعریف خودبینی ها امکان پذیر نیست. و خود انسان های دیگر اساسی ترین جنبه لازم برای شناسایی استعداد های انسان است. میزانی که ما خود را به تجربه های دیگران نزدیک نمی کنیم. واقعیتی از وجود انسان است که زمانی می تواند گناه شمرده شود که ما سعی در حذف دیگران داشته باشیم. اگر این موضوع را به عنوان یک واقعیت در نظر بگیریم، درست مثل زمان و مکان خود محدودیت های زندگی انسان به شمار خواهد آمد.

سومین شکل گناه May «گناه جداسازی است». در اینجا وره قائل بودن طبیعت برای انسانها بسیار با اهمیت است. گناه شامل قضاوت «به جای دیگران است که باعث جدایی می شود و بسیار با مفهوم تجربی طبیعت نزدیک است. به همان میزان که انسان سعی در تشخیص طبیعت عالم دارد، جدا بودن از طبیعت یک شکل اساسی خواهد بود و باعث می شود تمایز روندهای مختلف مطالعاتی ممکن نباشد.

در نتیجه به نظر می رسد که انچه که برخی از هستی گراها به عنوان گناه ذاتی می نامند جزوی از شرایط انسان است که وجود دارد. فقط تا حدی قابل کاهش است. استفاده از ؟؟؟ گناه به معنی انحراف از معیارهاست و یا همراه با مجازات ها است به هیچ دردی نمی خورد. مثل این است که بگوئیم یک انسان چون در شرایط نابسامان متولد شده یا یک فرد معلول است و یا ثروتمند نیست تنها به خاطر نوع تولد خود گناهکار است. انسان ها نمی توانند گناهکار شناخته شوند تنها به خاطر اینکه انسان هستند.

به علاوه نویسنده اعتقاد دارد که مفهوم گناه وجودی جزو عناصر اساسی زندگی انسان است و با عمومین دادن به آن باعث سردرگمی خواهیم شد. گاهی با  گناهکار هستیم اما به صورت قانونی اما هنوز قضاوت در خصوص ما وجود دارد. در این زمان ما با تجربه ای سر و کار داریم که انحرافی از سیستم ارزش هاست. این سیستم مشابه پدیده «ایده آل فردی» است. Allport آن را «آگاهی جامه» و Maslow آنرا «خود واقع بینی» می دانند. ما نمی توانیم گناهکار نامیده شویم تنها به این خاطر که براساس طبیعتمان رفتار کرده ایم یا یک انتخاب ناگزیر را کرده ایم بلکه گناه می تواند به عنوان انحراف از سلسله مراتب ارزش ها به شمار آید.


نوشته شده توسط: .... raha  روز شنبه 18 آذر 1391 در ساعت 11:24 ب.ظ | نظرات()
مطالب پیشین (آخرین پست های ارسالی)
 :: اختلالات دوران کودکی
 :: @@
 :: افسردگی در کودکان
 :: Successful depression treatment 'rubs off on children
 :: یک نقد کنفسیوسی بر روانشناسی مثبت 3 ( ترجمه )
 :: یک نقد کنفسیوسی بر روانشناسی مثبت 2 ( ترجمه )
 :: یک نقد کنفسیوسی بر روانشناسی مثبت ( ترجمه )
 :: **
 :: نقدی بر جرایم وجودی 2 ( ترجمه )
 :: نقدی بر جرایم وجودی 1( ترجمه )
 :: @
 :: صرع 1
 :: صرع2
 :: سیتالوپرام
 :: پروپرانولول