تبلیغات
baran - یک نقد کنفسیوسی بر روانشناسی مثبت 2 ( ترجمه )
در حال بارگذاری...
جستجو در عناوین مطالب
یک نقد کنفسیوسی بر روانشناسی مثبت 2 ( ترجمه )

گرایش به درون در مقابل گرایش به بیرون

مثال خوبی از گرایش متمرکز بر ارتقاء گفته زیر Seligman است:

در حالیکه بیدار در شب مشغول تفکر هستی درست مثل من احتمالاً به این فکر می کنی که چگونه از + به سمت 7+ حرکت کنی در زندگی،نه اینکه فقط از 5- به 3- بروی و تنها کمتر احساس بدبختی کنی.

براساس گفته های Higgins، برقراری اهداف در زندگی ممکن است کافی نباشد بلکه شاید لازمه باشد که اشتیاق و سماجت را برای رسیدن به آنها حفظ کرد.

برخلاف گفته های Seligman رفتن از 3- به سمت 5- برای کاهش میزان بدبختی از دیدگاه خود تنظیمی متمرکز بر جلوگیری معنا پیدا می کند مثال خوبی برای مشخص شدن قضیه آب راکد است از این رو در کتاب Chuang – tzu گفته شده:

این طبیعت آب است که اگر آن را به هم نزنی زلال است. این سمبل معنویات مادر بهشت است. از اینرو گفته شده است که: برای خالص ماندن و بدون تغییر، سکون و وحدت، آرام و بدون حرکت باش.

Averill و More دو نسخه متفاوت از زندگی خوب را ارائه می دهند و میان فعالیت بالا و پائین به عنوان دو گروه مهم شادی در میان فرهنگ ها تمایز قائل هستند. برخلاف احساسات برانگیختگی شدید مثل لذت، عشق و امیدواری، احساساتی همچون آرامش، هماهنگی درونی، و تفکر از برانگیختگی کمتر برخوردار هستند. و این موضوع مطابق گفته های Kitayaman و Makus است که می گویند ژاپنی ها تا حدی چینی ها بیشتر بر جنبه برانگیختگی هستند تا جنبه خوشایندی  منظور این نیست که جنبه های مثبت را افزایش دهیم و منفی را کاهش. بلکه مقصود ایجاد تعادل میان این دو و آرام ماندن است. یک بخش ثابت را در پرسشنامه های اعتماد به نفس در نظر بگیرید (در عرف): «هنگامی که مردم مرا تشویق می کنند، اعتماد به نفش من بیشتر می شود». این جنبه قیاسی خارجی در گفته های کنفسیوس دیده نمی شود که می گوید:

استاد گفت: بعد از 15 سالگی قلب من درگرو یادگیری بود. در سی سالگی ثابت قدم ایستاده بودم. در 40 سالگی هیچ شکی نداشتم. در 60 سالگی گوش من طالب شنیدن حقیقت بود. در 70 سالگی می توانستم آنچه را در قلبم می خواست دنبال کنم بدون اینکه بیاندیشم چه چیز است و چه چیزی غلط است. به غیر از این قسمت که در 30 سالگی ثابت قدم بوده است. (از لحاظ اجتماعی) تعبیر گفته های کنفسیوس بیشتر درونی است. هدف نهایی آزادی درونی با واژه «an» بدست می آید که در معنی امن و بی خطر و ساکن است. Ames و Rosemounl به خوبی آنرا به نحتوای سکونت معنی کرده اند. از این رو برای بدست آمدن زندگی خوب باید دنبال هماهنگی و هارمونی گشت.

نمونه دیگری را درنظر بگیرید، گفته های در خصوص، عشق کسانی که ظرفیت دوست دارد و یا دوست داشته شدن را دارند به عنوان یک «قدرت امشا»؟، Seligman می نویسد: عشق همانند رود از انها جاری می شود و آنها مثل اسفنج آنرا جذب می کنند و این مستقیم ترین جاده به سمت عشق است. در تضاد با این گفته که یک نمای بیرون گرایی از عشق دارد Hsun tzu می گوید: سه تن از شاگردان کنفسیوس جواب های خودشان را به سئوال استاد دادند که گفته بود Jen چه جور شخصی است؟ Tzulu جواب داد: کسی که دیگران را دوست دارد. Tzukung جواب داد: کسی که باعث می شود دیگران او را داشته باشند، Ye yuan جواب داد jen (یا همان شخص خبرخواه) کسی است که خودش را دوست دارد. بر اساس گفته های Ameo این سه پاسخ نشانگر سطح درک از این موضوع هستند. اولین سطح همانگونه که در جواب اول نهفته است نشانگر خود کم بینی است. دومین سطح براساس دومین جواب نشانگر خودخواهی است. و اما سومین جواب بالاترین سطح یعنی انعکاسی است.

در مقایسه با سیستم های انحراف جو، فرهنگ های متمرکز به تازگی برای احساسات ارزش مشتری قائل هستند. در حالی که فرهنگ های متمرکز بر اعتبار اینگونه نیستند. در مکتب کنفسیوس تمایل بر این است که از احساسات معنویات سازند. اما جالب است که در کارهای روانشناس مثبت معنویات تبدیل به احساسات می شوند. در یک تحقیق انجام شده توسط Emmons و McCullougin. محققین از گروه مورد مطالعه خواستند که برای دو هفته در دفترچه خاطرات خود شادی هایی که  برای آن ارزش قائل هستند را بنویسند. Saligman در خصوص یافته های این تحقیق گزارش می دهد که «لذت شادی و راضی بودن از زندگی بیشترین یمزان را داشتند و متعاقباً از دانشجویان خود می خواهد که بنویسند که این شادی ها را مدیون چه کسی هستند و از آن ها می خواهد که نوشته های خود را با صدای بلند و چشم در چشم بخوانند. همه در هنگام خواندن این متن ها اشک می ریختند و به گفته خودشان حتی ظرف چند روز آینده نیز احساس متفاوتی داشتند.»

براساس دیدگاه کنفسیوس مسخره است که معنویات را به عنوان پاسخ های احساس خارجی بدانیم. این را حتی در عمل نیز با یکدیگر متفاوت هستند. یکی از مکانیزمهای برخورد پیشنهاد شده توسط کنفسیوس این است که در برخورد با مطلوب ها به درون بنگریم و اینکه آیا ما نقشی در این سختی داشته ایم یا خیر. اگر جستجوی درونی چیزی را به عنوان مشکل پیدا نکرد پس دلیلی برای اضطراب و نگرانی نیست و نیاز ما هم به ترس وجود نخواهد داشت.

پس تنها درمان ترس امیدواری است و امیدواری واکنشی است به ناملایمات محیطی و همانطور که پیش بینی می شود این واژه در آنالکتها Analects یافت نمی شود.

درباره خوش بینی یعنی چه؟ آیا مطمئن هستید که یک رفتار پایدار است؟ پاسخ به این سئوال مهم است. نسخه کنفسیوسی اما دیدگاه دیگری دارد. در خوش بینی غربی اختلافی میان تحولات خارجی و  رفتارهای پایدار درونی وجود دارد که مطابق با تمرکز بر ارتقا است اما در خصوص تمرکز بر جلوگیری کارمزد ندارد. سئوال اصلی در دیدگاه متمرکز بر جلوگیری این است که کدامیک بیشتر قابل جلوگیری است. ناپایداری های بیرونی یا پایداری درونی. یک پاسخ به این سئوال می تواند این باشد که اولی را چون کنترل بر آن نداریم بپذیریم و سعی کنیم دومی را کنترل کنیم. در این رابطه Hsunzu می گوید که فرقی است میان  شرم و خجالت  درونی و شرم وابسته به شرایط که دومی خارج از کنترل افراد و مربوط به محیط است و اولین ریشه در درون دارد.

راه کارهای متفاوت در خصوص احساسات

به نظر می رسد روانشناسی مثبت نوعی از استراتژی تنظیمی را که Labauvic –viet به آن خوشی می گوید ارائه می دهد. او گزارش می دهد که افرادی که روی لذت تدأکید دارند درجات بالاتری از خودباوری دارند و حس سلطه داشته و در زندگی هدف دارند. Seligman نیز در خصوص اینکه چگونه  باید احساسات منفی را کم کرد و احساسات مثبت را تقویت کرد صحبت می کند. روش های ارائه شده در خصوص احساسات در Analects بسیار متفاوت اینها هستند.

وجود داشتن  جفت کلمات مثل دوست داشتن داشتن، عشق، تنفر، لذت، تلخ کامی، خوشی، غم یک نوعی بی طرقی را در خصوص احساسات بیان می کند که در فلسفه سمبل Yin –yang یافت می شود. گرچه احساسات دروه ای مثل عزاداری و غم لازم است و بدون آن وجود انسان معنی پیدا نمی کند. کنفسیوس اعتقاد دارد در دنیای مدرن غم نباید پیش از حد باشد اما در صورت لزوم غم و غصه بهترین کار برای انجام است.

متمرکز تر از غم ترس است. مطابق با فرضیه، جلوگیری ترس و اضطراب سهم زیادی در Analects  دارد. بر اساس آخرین آمار نگرانی و اضطراب شامل سه واژه هستند. Yan و Huan و brig که در 20 فصل آورده شده است.

ترس یک مفهوم متفاوت است و شامل 7 واژه و اصطلاح است. (dan و wti و jing و ju و li؛ Xi و Kong) که در 15 فصل اورده شده است. در کل ترس و اضطراب 35 فصل از 499 فصل کتاب legge را به خود اختصاص داده است. و واژه شادی 4 اصطلاح را به خود اختصاص داده است (Yu, Xi, li, yene) و در 26 فصل آورده شده است. کنفسیوس می گوید که او فراموش کردن نگرانی ها بسیار شادمان می شد. دیگر احساسات منفی که نقش مهمی در اخلاف کنفسیوس ایفا کرده اند شامل شرم، دلسوزی و تنفر است. در فلسفه Mencius این احساسات منفی پایه های معنویات هستند.

احساس دلسوزی برای همه انسانها وجود دارد و شرم و عدم علاقه هم همینطور و ینز حس احترام، تأئید و عدم تأئید، حس دلسوزی اصل خیرخواهی را نشان می دهد و حس تأئید و عدم تأئید دانش و احترام نشان دهنده ادب و نزاکت است.

یکی از واژه های با اهمیت در ادبیات کنفسیوس دلسوزی است. اما در نسخه چینی ترحم و دلسوزی یک نوع حس بد نسبت به این کلمه و یا در کل «غم و اندوه ذهنی» وجود دارد. گفته زیر از Mencius گویای این امر است.

اکنون هنگامیکه انسان یک کودک را می بیند و در حال افتادن در چاه است همگی احساس خطر و بلا و استرس می کنند نه به این خاطر که می خواهند با والدین او دوست شوند یا تحسین همسایگان، دوستان را بربیانگیزند. از اینگفته می فهمیم که یک انسان بدون حس دلسوزی انسان نیست. و این حس آغاز انسانیت است.

Richard در این خصوص می گوید: لمس این غم ذهنی بسیار مهم است، چیزی که انسان را اذیت می کند صدای کودک در حال سقوط است که شایعه و گزارش آنچه اتفاق افتاده.

این حس منفی در خصوص ترحم از دیدگاه سیستم متمرکز بر جلوگیری معنی پیدا می کند. تا آنجا که حالت ایده آل در این سیستم رسیدم به آزادی درونی یا «an»  است. در مضمون درون فردی تا آنجا که فرد متعهد است تا آسایش دیگران را حفظ کند، مهم است که به همان میزان آستانه راحتی خودش را نیز بالا ببرد. این قابلیت به عنوان ذهن بی تحمل معرفی می شود. ذهنی که نمی تواند رنج دیگران را تحمل کند. آستانه «an» همانگونه که متن زیر از سنارسوی Analects قابل درک است:

Zaiwo در خصوص سه سال عزاداری برای والدین سؤال کرد و گفت که یکسال به اندازه کافی طولانی هست. استاد گفت: اگر بعد از یک سال قرار باشد که تو غذای خب بخوری و لباس خوب بپوشی آیا خیالت راحت می شود؛ و Wo جواب داد «بله»

استاد گفت: اگر احساس راحتی می کنی این کار را بکن اما یک انسان برتر در طول دوره عزاداری از  غذای خوب لذت نمی برد و از موسیقی که می شنود کیف نمی کند. همچنین احساس راحتی نمی کند. پس کاری ه قصد داری را انجام نده.

مفهوم لذت منفی در خصوص ترحم می تواند بر اساس آسیب پذیری هم تعریف شود ( ظرفیت رنج برای دیگران) هنگامی که یکی از شاگردان محبوب کنفسیوس مرد او برایش عزاداری کرد:

دیگر شاگردان متوجه شدن که ناله های کنفسیوس بیشتر از حدود معمول عزاداری است. آنها گفتند: استاد شما پریشان خاطر شده اید که جواب داد بله من رنجیده خاطرم. اگر قرار باشد برای این شخص رنجیده نشوم پس برای چه کسی باید رنجیده شوم.

در سناریوی بالا سئوال پرسیده شده از کنفسیوس بخاطر این نبود که مثبت یا منفی بودن احساس او را بررسی کنند. بلکه به این خاطر است که برای چه کسی غمگین است. کنفسیوس در این حس که برای چه کسی رنجیده باشم تنها نیست همانطور که در شعرهای Liu yang می بینیم همین حرف ها گفته می شود. Shaver این مشاهده را ابراز می دارد که جنبه های غمگین عشق و وابستگش بیش از حد در ادبیات چنین مورد توجه قرار گرفته است. موردی که Shaver آنرا مطالعه کرد. عشق دلشکستنی است که باعث غم می شود. وی فهمید که 70 درصد مادران حامله 30 تا 35 ماهه ادعا کردند که کودکان آنها معنی این واژه را می فهمند. معادل انگلیسی این امور واژه این مثل «لکه دار» شدن است که اغلب از کودکان پرسیده می شود آیا قلب مادرتان برای شما می شکند؟

 برای مادران عادی است که بگویند قلب من شکست (در خصوص کودکانشان) چیزی که در این واژه ها مشترک است واژه شکست پذیری و شکنندگی است. در سایه تعریفات شکنندگی این قضیه مشخص می شود که الفاظ منفی نسبت به مثبت فوق اجتماعی هستند زیرا به فرد این امکان را می دهند که ظرفیت همدردی  و دلسوزی خود را آزمایش کنند. این گفته ها با مشاهدات Markus , kitayama مطابق است که می گویند انتقاد از خود برای شرکت در روابط دو طرفه اجتماعی الزامی است.



نوشته شده توسط: .... raha  روز دوشنبه 20 آذر 1391 در ساعت 12:46 ق.ظ | نظرات()
مطالب پیشین (آخرین پست های ارسالی)
 :: اختلالات دوران کودکی
 :: @@
 :: افسردگی در کودکان
 :: Successful depression treatment 'rubs off on children
 :: یک نقد کنفسیوسی بر روانشناسی مثبت 3 ( ترجمه )
 :: یک نقد کنفسیوسی بر روانشناسی مثبت 2 ( ترجمه )
 :: یک نقد کنفسیوسی بر روانشناسی مثبت ( ترجمه )
 :: **
 :: نقدی بر جرایم وجودی 2 ( ترجمه )
 :: نقدی بر جرایم وجودی 1( ترجمه )
 :: @
 :: صرع 1
 :: صرع2
 :: سیتالوپرام
 :: پروپرانولول